تبلیغات
گاه نوشته ها...

اومدم و اومدم با .IR اومدم!
نه بابا چه کشکی، چه .IR؟ همین که خودم سالم و سلامت بازگشته ام کلی نعمتست، قدرش را بدانید!
بگذریم...

نامه نگار

هفته ی گذشته، دو نامه توسط بنده نوشته شده بود که تقریبا حواشی پیدا و پنهانی را به همراه داشت. این نامه ها بصورت غیرحقیقی نوشته شده بودند و تنها هدفشان، برجسته نمودن دغدغه های شخصی خود بنده از وضعیت موجود بود. اما از آنجاییکه شخصیتم جوری پایه ریزی شده است تا نامه را بی مقصد رها نکند، این شد که نامه ها را به دو نفر از واجدین شرایط اهدا کردم(البته بصورت مخفی).
نامه ها بصورت رنگی چاپ شده و در پاکت سفارشی و ویژه ای به صاحبان ناخوانده ای اهدا شد که افکارشان مورد تحول قرار بگیرد.
نکته های جالب نامه ها:
1-نامه ی اول را بر سر میز خانم ... -منشی رییس بیمارستان مِمِکو ماهشهر قرار دادم اما گویا ایشان بهشان برخورده بود و بلافاصله موضوع را تحت عنوان "مزاحمت" با رییس بیمارستان درمیان می گذارند و از آنجاییکه هیچ کارمند کپی بگیری در بیمارستان وجود نداشت، کار به جایی نمی برند(!) اما از منابع خبری موثق نقل می شود که رفتار خانم منشی بسیار سنگینتر از گذشته شده است.

2-نامه ی دوم را هم جیب صندلی عقب راننده ی یک تاکسیران پیرمرد با کلی دغدغه و مشکلات مدرنیته قرار دادم. او هم حالش نزار گشته بود و می خواست ببیند این نوستالژی یعنی چه و اصلا به چه کاری می آید؟! درضمن قسم خورده اند، آن نامه نویسی که این نامه را نوشته است، بیابد و بدهد دست پسرانش که حسابی کتکش بزنند تا دیگر از این تهمت های اضافی نزند!!

همانطور که متوجه شدید، دو نامه ی گذشته بسیار حاشیه ساز بوده اند و از آنجاییکه پیام های پنهانی برخی دوستان، خصوصا در مورد نامه ی منشی بیمارستان بسیار هشداردهنده بود(بگم؟ بگم؟)، ایده ی ادامه دادن به نامه نگاری در من قوت مضاعف گرفت و تصمیم گرفته ام این نامه نویسی باری به هرجهت را ادامه بدهم و بلکه در این دنیای هردمبیل به نامه نویس وبلاگستان معروف بشوم!(چه افتخاری زایدالوصف تر از این؟)

مشورت چیز خوبیست پس چرا از این نعمت بی بهره بمانیم؟ حالا که همگی "من الجمله" موافق مشورت هستید، شما بگویید مخاطب بعدی نامه هایم چه کسی باشد؟(خواهشا کسی را بگویید که امکان ارسال نامه برایشان مقدور باشد)

پ.ن: یک چند مدتی، دست حقیر بنده از زمین و زمان کوتاه بود و ادامه ی همان مسائل پرواز ماهشهر ول کنمان نبود. این شد که مدتی کوتاه(حدودا یک هفته) در محیط مجازی حضور کمرنگی داشتیم! جبران می کنم...

بعدنوشت:
آن دسته از آقایانی که  لفاظه های دور از ادبشان را با نقد و انتقاد یکسان می دانند، به من این حق را بدهند که دیدگاه هایشان را مورد تایید قرار ندهم.
قالب وبگاه را اندکی ویرایش نمودیم و متوجه شدیم که در لینکدونی گوگل ریدری، وبلاگمان آپ شده است!
کنسرت پاپ و فلامینکو در اهواز- سینما هلال برگزار می شود که صمیمانه از دوستان دعوت به عمل می آید تا با حضور گرمشان، محفل را گرم نگه دارند.
نمایشگاه بزرگ کتاب در دانشگاه شهید چمران(به مناسبت هفته ی پژوهش) دایرست که اکیدا توصیه می فرمایم از این نمایشگاه دیدن بفرمایید(40000عنوان-16 ناشر خارجی).
بار فرهنگی وبگاه با این بعد نوشت ها به طرز محسوسی بالا رفت(!)، چشم بد از ما دور...

زادروز نوشتار پنجشنبه 19 آذر 1388 نویسا مهدی نامور | دیدگاه ها ()


Blog Skin