تبلیغات
گاه نوشته ها...


یادتان هست چند وقت پیش با نهایت عصبانیت در پینوشتم مرقوم فرمودم كه در كانون زبان را با گل بالا می آورم؟ حالا اوضاع فرق كرده است و من باید به شخصه بروم دست استاد و رفتگر و تمامی پرسنلشان را ببوسم كه این چنین لطفی در حق بنده كرده اند و مرا رد نموده اند! از آنجاییكه هیچگونه رسانه ی عمومی ای در اختیار بنده نیست و زورم هم به هیچ بنی بشری نمی رسد، به محیط مجازی پناه برده ام و براساس قانون هر ایرانی، یك رسانه عمل می كنم. و اما داستان از چه قرارست؟

    روز دوشنبه با كلی عصبانیت به سمت دفتر مركزی كانون زبان روانه شدم و از استادمان، وضعیت نمرات را جویا شدم. لیست نمراتم حاكی از آن بود كه زبان آموز فعال و سختكوشی بوده ام. زیرا در چهارمرتبه پرسش كلاسی، 3مرتبه اش را 90 گرفته ام و یك مرتبه هم بدلیل عدم آمادگی، صفر ناخوشایندی نصیب بنده شده است. فاینال را هم با نمره ی 82 گذرانده بودم اما تمامی غائله ها به همان صفر ختم می شد. در نهایت متوجه شدم كه استاد با دستبرد شخصی و مقرر فرمودن غیبت چهارم، اشنتیون داده اند و ردمان كرده اند تا نمره ی نهایی ما بشود 50!
    دو دوتا چارتایی كردم و متوجه شدم كه از این بابا آبی داغ نمی شود و نباید انتظار قبولی داشت. در نتیجه با دو روز تاخیر به سراغ مدیر اصلی كانون زبان رفتم. درددل و واگویه ها فرمودیم كه بابا آن یك جلسه غیبتمان را هم از صدقه سر همین ماهشهر رفتن های بی اراده بوده است. مدیر كانون زبان كه از صداقت بنده سواستفاده كرده و متوجه شده بود كه در صورت پیشروی بیش از حد، سو سابقه ای برایم پیش می آید! عنان كار را از دستم گرفت و شروع به  سفسطه گری نمود:
   آقای محترم، در این مسئله ای كه عرض می كنید، هیچگونه شبهه ای وجود نداره. نمره ی حقیقی خودتون رو گرفتید و من كاملا اطمینان دارم كه استادهای ما هیچگونه تخلفی نمی كنند!(حق هم دارد كه بگوید تخلف نمی كنند، در غیر اینصورت كه حیثیت كانون زبانش به باد می رود) شما جای فرزند من هستید و بهتون هم نمی خوره كه اهل اعتراض و داد و هوار باشید. پس من ازتون اجازه می خوام كه چند دقیقه ای رو، رك و پوست كنده با همدیگه حرف بزنیم.
    ببینید، من و شما قبول داریم كه قلم استاد میزان توانایی و استعداد جنابعالی و سایر دوستان همكلاسیتان رو مشخص می كنه و مطمئن هم هستیم كه به عدالت در میان سایر زبان آموزان حكم میكنه چون بر طبق آمار، 80% همكلاسی هایتان قبول شده اند. وقتیكه این قلم به عدالت حكم می كنه یعنی مقدسه. شما باید این رو بدونید كه در نظام قانونمند اسلامی ما، اهانت به مقدسات نوعی جرم محسوب میشه(محارب فی الارض). و شما هم در عادل بودن قلم استاد، تشكیك ایجاد كرده اید. پس من پیشنهاد می كنم كه بهتره بیشتر از این مسائل رو ادامه ندید و در همینجا ختم به خیرش كنید. این حق رو هم به من بدید كه مدیر كانون زبان، فرصت كافی نداره تا حدود 700 نفر زبان آموز اینجا رو، نفر به نفر چك كنه و ببینه كه به كی نمره داده شده و به كی نمره نداده اند؟ سابقه ی ما هم نشون می ده كه ...
حرفش را قطع كردم و گفتم:
جناب آقای ... شما هم مطلع هستید كه در قرآن می فرمایند: ن.والقم و ما یسطرون، قلم خداوند از تمامی قلم ها مقدس ترست.
از اتاقش بیرون زدم و با خودم عهد بستم كه دیگر به هیچ محكمه ای ره نبرم، چرا كه ما هنوز كشاورز زاده ایم و آنها هنوز قاضی اند.

"خدواند بخوبی مطلعست كه چه كسی از طریقش گمراه شده و او به راه یافتگان داناترست. پس از تكذیب كنندگان اطاعت مكن، زیرا آنها دوست دارند كه نرمی كنی تا نرمی كنند.(سوره ی قلم-آیات 7-9)"

پ.ن1: بزودی با برخی از وبلاگ نویسان مصاحبه های كوتاهی را به عمل می آوریم.
پ.ن2: دوستان علاقمند به تست هوش، بد نیست به
+ و + مراجعه فرمایید.

زادروز نوشتار سه شنبه 22 دی 1388 نویسا مهدی نامور | دیدگاه ها ()


Blog Skin