تبلیغات
گاه نوشته ها...


این روزها همه ی افراد مشغول بازی هستند. حق هم دارند، منطقی هم هست كه در این دوره و زمانه ی باری به هر جهت و هردمبیل گرا، كه هر فرد ایرانی مستعد بازی است، ما نیز مشغول بازی بشویم:
بازی اخیری كه چند مدتیست به همت دوستان گردآوری شده است، نوعی بازی فخر فروشانه است. به اینصورت كه افراد موظف به ساختن حداقل 5 جمله در مورد خود هستند كه ابتدایشان با "اولین بار" یا "هروقت" شروع می شود !
از مجموع نكات فخرفروشانه ی من همین هاییست كه قابل عرض میان عموم می باشد:
- هروقت عكسی می گیرم، مطمئنا كسی از گوشه ای پیدا خواهد شد كه بگوید عكس من را از دوربینت حذف كن !
- هروقت به سر و وضعم می رسم و روانه ی دانشگاه می شوم،بلااستثناء مامورین حراست دانشگاه از بنده كارت دانشجویی می خواهند !
- هروقت در هر مسابقه ای شركت كرده ام، بیشتر از مقام سوم نشده ام. البته یك مرتبه نفر اول هم شدم كه با مشخص شدن سن واقعی ام، به رتبه ی پنجم تنزل یافتم !
- هروقت در هر قرعه كشی شركت كردم، شانس بر در خانه ام رو ننمایانده است. شدت این فاجعه در آن حدیست كه حتی در قرعه كشی بانك ملی شهرستان یاسوج، سال 1377 با موجودی حساب 250000تومان، برنده ی 500 تا تك تومنی هم نشدم !
- اولین باری كه از دو پژوی 206 و یك كامیون حمل ورقه های فولادی سبقت جانانه ای گرفتم، گشت نامحسوس دوربین دار مرا گیر انداخت و جریمه اش، توقیف ماشین در پاركینگ بود.(یك ماه بعد هم شبكه ی سه نشانش داد!)
- اولین باری كه پشت فرمان ماشین در خارج از شهر نشستم، پلیس راه ورودی آبادان-اهواز بنده را توقیف كرد. بدلیل اعلام سرقت پژوی GLX نوك مدادی رنگ به شماره ی شهربانی 55الف922 !(شماره ی اتومبیل مسروقه، به اشتباه اعلام شده بود)
- اولین باری كه تلاش كردم رفاقتم را به اثبات برسانم، دوستانم را از دست دادم !(به اینصورت كه با همت بنده رفتند دبی و همین كه آمدند برگردند، ماندنی شدند)
- اولین باری كه كنكور دادم، كاردانی پرورش اسب زابل قبول شدم !
- اولین باری كه از كلاس درس اخراج شدم، توسط دایی ام بود !
- اولین باری كه عاشق شدم، مادربزرگم را از دست دادم !
- هروقت تصمیم گرفتم كه برای اولین بار به حرف های محمود نخندم، دقیقا قهقهه سردادم !
...پایان...

حقیقتا علاقه دارم كه تمامی دوستان را به این بازی دعوت كنم، اما از آنجاییكه راضی به دردسر دوستان نیستم بنابراین صلاح را به دست خودتان می سپارم. البته اگر در این بازی شركت فرمودید، حتما به من یادآوری فرمایید كه لینكتان كنم.

"پیامك هفته"

بسی تیر و مرداد و اردی بهشت    بیاید كه ما خاك باشیم و خشت


"پیشنهاد ویژه ی هفته"

مطالعه ی زندگینامه ی كوتاه مصطفی مستور، نویسنده ی موفق اهوازی كه با روایتی گیرا و تفسیر واقع گرایانه ی محل سكونت اش همراه با كاراكترهای غیرقابل باورش، متنی متحیركننده را نگاشته است . [click]

زادروز نوشتار شنبه 3 بهمن 1388 نویسا مهدی نامور | دیدگاه ها ()


Blog Skin