تبلیغات
گاه نوشته ها...

به دعوت مرد جوان:
هوای خاك آلودی را به ریه هایم استشمام می كنم و چشمانم را می بندم
شاید این آخرین نفس باشد
شاید بعد از این، مادرم را نبینم
شاید هم بعد از این نفس، مادرم دیگر ما را نبیند
مادرم آسم دارد
هوای خوزستان، چهارسال آزگارست كه با خاك هم سفره گشته است
شبهایی كه ما میزبان خاكیم، مادرم میزبان مرگست!
باز هم قصه ی وداع با مادرم تا آخرین لحظه، در كنار درب بیمارستان
باز هم خوابی كه در چشمان ترم می شكند
باز هم افسوس از بی كفایتی
باز هم افسوس از بی لیاقتی
باز هم حرف هایی كه لاجرم، دردشان به مرهم سیاست محتاجست
اما نه
انگار مادرم جانش به این دنیاست و امشب هم نمی رود
خدایا تا به كی، این رفت و آمدهای ناگزیر را تحمل كنیم؟
لحظه های پرپرشدن مادرم، زجری بس سخت و دشوارست
خدایا آخر تا به كی؟

از تمامی دوستان تقاضا دارم كه در حد توان و علاقه و ذوق و قریحه شان به این كمپین حمایتی بپیوندند.
منتظرتون هستم.
حلقه ی ارتباطی حمایت از حماسه ی خاك ِ سبز:
نمكدان های شكسته

زادروز نوشتار یکشنبه 16 اسفند 1388 نویسا محمد آرمان | دیدگاه ها ()


Blog Skin